خرید بک لینک

درباره سایت

هر روز

امکانات وب

106 قاتل‌های زیادی از داستان‌ها دارن با من زندگی می‌کنن. می‌تونیم صداشون کنیم قاتل شماره‌ی یکم، قاتل شماره‌ی دوم و قاتل شماره‌ی دهم. اون‌ها با قمه‌های کوتاه و تیز و آماده همیشه حضور دارن. شکل کریهی از اوباش‌های کوچه و خیابون‌ان. لباس‌های تیره و خاکی با سر و موی نتراشیده و ریش‌های اصلاح نشده و به قول خودشون ( مرد باید این باشه. ) دارن. شکلی که شاید تمام مردان به اصطلاح غیرتی و کوچه‌بازاری و قمه‌‌کش و خاکی و داشی باید داشته باشه. تنها مشخصه‌ای که ندارن یه تسبیح کوتاه و مشکی هست که به جای اون فند

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 12:25

107 کتاب با عنوان جذابی آغاز می شود: فقط وقتی می نویسم، فکر می کنم. در کتاب فقط روزهایی که می‌نویسم به جستار نویس آمریکایی، آرتور کریستال که با عنوان خدایگان جستار روایی نامیده شده وارد جستارهایی می شویم از دغدغه ی نویسندگی کریستال. در مقدمه و ابتدا کتاب نوشته شده: جستارنویس در زمان خود هشیارانه ایستاده. می تواند با اجتناب از قضاوت نهایی و تک گویی تمامیت خواهانه و پرهیز از ساز آرایی صداهای گوناگون به نفع دیدگاه خود شرکت موثر صداهای دیگر در گفت و گوی متن را تضمین کند. این یک کتاب غیر داستانی سب

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 12:25

109 برای گریز، گذر، یا رفتن. وانهاده و رها. برای زندگی از فلسفه‌ی سارتر همین جا می‌تونه زندگی، که آزادی‌ت هست رو شکل بده. برای آفریدن. که بیافرینی از نقطه برای پوچ یا هیچ که جهان‌ت هست. هیچ رو از نقطه‌ای که گذاشتم فهمیدم. پشت هم نقطه می‌نویسی برای هیچ. عروسک ما هر لحظه به وسیله‌ی خودمون می‌چرخه و می‌رقصه. حتا می‌ایسته. این وجود که هر لحظه در خدمت تو هست برای بازی کردن و ادامه دادن چرخه‌ی زندگی‌ت که همه چیزِ پوچ تو هست. وقتی دنبال هیچ می‌گردی، می‌رسی به جهانی که سازش رو نمی‌خواد با سازت کوک کنه

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 12:25

مامان؛ نبودن، شبیه به رنج کشیدن مدام، شبیه به کشیده شدن تیغه‌ای روی سطح ناهموار شیشه‌ای زندگی روی پوست و بلعیدن زخم و خونِ رنج. زخم‌ها از همه‌ جا پهلو کرده‌اند به بیرون و دایره‌ای به گودیِ سوراخ درست شده که لبه‌هایش مرا یاد مرداب با رنگ قرمز می‌اندازد. حتما نباید این زخم سفید شود، چرکش رنگ ببازد و از صورتی مایل که می‌رود به قرمز کم بشود و در آخر خشک شود و پوست سرد شود. نباید رنج تمام شود که کار تو را تمام کند. کار ما که تمام نمی‌شود. تازه ابتدا می‌شود. نمی‌دانم کی ابتدا شدم و شکل گرفتم و هر رو

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 12:25

صفحه بندی